|
آی خدا دلگیرم ولی احساس غم نمیکنم چون با توام پیش کسی سرم رو خم نمیکنم
|
یه سلام گرم و صمیمی خدمت همگی دوستای خوبم
از خدا میخوام که حال تک تک دوستای نازنینم که تو این مدتی که نبودم بهم سر زدن خوب باشه
دوستای نازنینم یه وقت فکر نکنید فراموشتون کردم این روزا حال و روز خوبی ندارم خیلی گرفتار بودم
الان که اومدم نت با اینکه اصلآ حال خوشی ندارم ولی عشق به شماها منو کشوند اینجا
نتونستم بیام جواب کامنتهای قشنگتونو بدم فقط گفتم از خودم خبر بدم یه وقت فکر نکنید
بی معرفت شدم......یه کم حالم خوب شه میام براتون آپ میکنم به امید روزهای خوب...
خیلی دوستون دارم
چه لطيف است حس آغازي دوباره،
و چه زيباست رسيدن دوباره به روز زيباي آغاز تنفس...
و چه اندازه عجيب است ، روز ابتداي بودن!
و چه اندازه شيرين است امروز...
روز ميلاد...
روز تو!
روزي که تو آغاز شدي!

بازم شادي و بوسه ، گلاي سرخ و ميخک
ميگن کهنه نمي شه تولدت مبارک
تو اين روز طلايي تو اومدي به دنيا
و جود پاکت اومد تو جمع خلوت ما
تو تقويما نوشتيم تو اين ماه و تو اين روز
از اسمون فرستاد خدا يه ماه زيبا
يه کيک خيلي خوش طعم ،با چند تا شمع روشن
يکي به نيت تو يکي از طرف من
الهي که هزارسال همين جشنو بگيريم
به خاطر و جودت به افتخار بودن
تو اين روز پر از عشق تو با خنده شکفتي
با يه گريه ي ساده به دنيا بله گفتي
ببين تو اسمونا پر از نور و پرندس
تو قلبا پر عشقه رو لبا پر خندس
تا تو هستي و چشمات بهونه س واسه خوندن
همين شعر و ترانه تو دنياي ما زندس
واسه تولد تو بايد دنيا رو اورد
ستاره رو سرت ريخت تو رو تا اسمون برد
اينا يه يادگاري توي خاطره هاته
ولي به شوق امروز مي شه کلي قسم خورد
تولدت عزيزم پراز ستاره بارون
پر از باد کنک و شوق ،پر از اينه و شمعدون
الهي که هميشه واسه تبريک امروز
بيان يه عالم عاشق ،بياد هزار تا مهمون

خواستم برايت هديه بگيرم
گل گفت: که مرا بفرست که مظهر زيباييم
برگ گفت: که مرا بفرست که مظهر ايستادگي ام
بيد گفت: که مرا بفرست که مظهر ادبم که هميشه سر به زير دارم
به فکر فرو رفتم و
سرم را به زير انداختم به ناگاه قلبم را ديدم
که بهترين چيز در زندگيم هست
به ناگه فرياد زدم
که قلبم را مي فرستم چون
او
خود زيباست، مظهرايستادگيست
سربه زيرو با نجابتست
تولدت مبارک

هرسال وقتي.....(۱۰/۶/...)......هزاران شهاب به سمت زمين هجوم مياوردن
از خودم مي پرسيدم
چه اتفاقي افتاده که آسمونيا ميخوان خودشونو به زمين برسونن؟....
و امسال فهميدم اونا به پيشواز حضور مسافري ميان که زمينو
با گامهاي مهربونش نوازش کرد تا سفرشو از خودش به خدا شروع کنه ....

روز تولدت شدو نیستم اما کنار تو
کاشکی می شد که جونمو هدیه بدم برای تو
درسته ما نمیتونیم این روزو پیش هم باشیم
بیا بهش تو رویامون رنگ حقیقت بپاشیم
می خوام برات تو رویاهام جشن تولد بگیرم
از لحظه لحظه های جشن تو خیالم عکس بگیرم
من باشمو تو باشیو فرشته های آسمون
چراغونیه جشنمون ستاره های کهکشون
به جای شمع میخوام برات غمهاتو آتیش بزنم
هر چی غمو غصه داری یک شبه آتیش بزنم
تو غمهاتو فوت بکنی منم ستاره بیارم
اشک چشاتو پاک کنم نورو ستاره بکارم
کهکشونو ستاره هاش دریا و موج و ماهیاش
بیابونا و برکه هاش بارون و قطره قطرههاش
با هفت آسمون پر از گلای میخک
بال فرشته هاو عشق و اشتیاق و پولک
عاشقتو یه قلب بی قرارو کوچک
فقط میخوان بهت بگن
تولدت مبارک
عزیزم امیدوارم کشتی زندگیت تو بهترین ساحلها لنگر بندازه
و
به جای هرشمعی که خاموش کردی خدا یه آرزوی روشن بهت هدیه بده
از ته قلب وبا تموم وجودم دوست دارم
توی موج ابر و باد یه روزی مهدی میاد
یه غروب آتشین که زمین ذوب حرارت خداست
کوچه ها همه چراغون میشه بازدیوارا آیینه بندون میشه باز
دیو شب از کوچه بیرون میشه باز
یا یه صبح سربی پر از غبار
توی بحت انتظار
کوچه ها داد میزنند یکی اومد
جاده فریاد میزنه مهدی اومد

دلم ازغربت ایام گرفت
دل من با گریه هاش پامی گرفت
غصه ها از دوری تو،تو دلم جا می گرفت
دل خالی من ،از عشق تومعنا می گرفت
این روزا، روزای بی تو بودنه
فصل بی عشقی وبی تو مردنه
حالا من تنهای تنها تواین فصل غریب
گم شدم تو خاطرات چند سال قدیم
اون روزا که بودی در کنار من
می نشستیمو میگفتیم که چکار کنیم برای هم
حالا من میگم کمی از اون روزا
روزای عاشقی وعشق شما.
وقتی که کسی تو قلبته حاضری دنیا بد باشه
فقط اونی که عشقته عاشقی رو بلد باشه
قید تموم دنیا روبخاطر اون میزنی
خیلی چیزا رو میشکنی تا دل اونو نشکنی
حاضری قلب توباشه پیش چشای اون گرو
فقط خدا نکرده اون یه وقت بهت نگه برو
حاضری هر چی دوست نداشت بخاطرش رها کنی
حسابتو حسابی از مردم شهر جدا کنی
حاضری مسخرت کنن تمام ادمای شهر
اما نبینی اون باهات کرده واسه یه لحظه قهر
حاضری که بگذری از شهرت واسم وابروت
حاضری هر چی بشنوی حتی اگه سرزنشه
بخاطراون کسی که برات خیلی با ارزشه
حاضری هرکی جزاونوساده فراموش بکنی
پشت سرت هرچی میگن چیزی نگی گوش بکنی
حالا بیا این روزارو از اون روزا جداکنیم
روزای بی تو بودنت از بودنت سوا کنیم
انگار که تقدیر نمی خواست تو در کنار من باشی
منم بهار تو باشم تو هم بهار من باشی
تو رفتی و حالا دیگه اون ور دنیا خونته
انگار نه انگار که کسی اینور آب دیونته
تقصیر هردومون بوده ما عشقو نشناخته بودیم
فقط یه قصر کاغذی تو رویامون ساخته بودیم
حالا که من تنهاشدم قدر چشاتومی دونم
ولی نمیشه کاری کردهمیشه تنها می مونم
کاش توی دنیا هیچ کسی قربونی غرور نشه
راه دوتاپرنده کاش هیچ روزی از هم دور نشه
با نام او که نزدیک و دوست داشتنی است زن اگر نیست زندگانی نیست مردی نیست مهربانی نیست دامن زن چو بوستان خداست گلشن مهر و آشیان و وفاست روز مادر را گرامی میداریم روز مادر ارجمندترین و گرامی ترین موجود بشر یعنی مادر را تجلیل میداریم. موجودی که سراپا لطف، احسان، محبت، عشق و درد است. موجودی که همه خوشبختی های بشر مدیون جان فدایی های اوست. او جهان را با زیبائی های معنویش آرایش و مفهوم میدهد. او خورشیدی است که بدون پرتو محبتش دنیای بشر تاریک خواهد بود.امروز هر قهرمانی، هر مکتشفی و هر نابغه ای که به خویش می بالد و مصدر خدمت به جامعه بشری میگردد فرزند مادریست که شب ها را تا صبح نخوابیده و بالای گهواره او زمزمه عشق سر کرده است، فرزند کسی که به او راه دوست داشتن و چگونه زیستن را آموخته است

پشت در ننداختی ننه
با خوب و بدم ساختی ننه
سرم رو بگیر تو دامنت
قربون بوی پیرهنت
دنیا رو می خواستی برام
عمرت و گذاشتی به پام
عشق تو فقط زیارت
نماز بود و عبادت
حرف و حدیثت منم
عاشق گیست منم
سفید مثل برفه
راس راسی خیلی حرفه
به انتظار دیدنم نشستی
چفت در و به عشق من نبستی
نشستی هی خدا خدا می کنی
اسم منو همش صدا می کنه
دل ناگرونم تویی ؛ آروم جونم تویی
دل ناگرونت منم ؛ آروم جونت منم…
مادرم منو ببخش واسه تمامی دلتنگیهات

تو اي مادر که يک عمره دلت با غصه دم سازه
صبوري هاي تو مادر منو به گريه ميندازه
مثل يک طفل خواب آلوده من محتاج آغوشم
از اون لالاييات مادر بخون بازم توي گوشم
براي سرنوشت من تو دلواپس ترين بودي
براي اشکهاي من هميشه آستين بودي
تو اي هميشه غم خوارم تو اي مطرح ترين يارم
به نام نامي مادر هميشه دوستت دارم

که دارد یک پسر بیچاره مادر
سلام...
امشب نه براتون شعر دارم...نه متني كه خوشتون بياد..
امشب مي خواهم از همه جا بگم و از هيچي هم نگم...
امشب مي خوام از كسايي بگم كه نبودن..
و از حرفايي بزنم كه همه بلدن ولي عمل نمي كننن..
ميخواهم بگم.....كه نميدونم چي مي خواهم بگم...
فقط میخوام بگم
غرورتو واسه كسي كه دوستش داری بشكن..ولي دله كسي رو كه
دوستش داری به خاطر غرورت نشكن
دلم گرفته
دلم گرفته آسمون نمیتونم گریه کنم
شکنجه میشم از خودم نمیتونم شکوه کنم
انگاری کوه غصه ها رو سینه من اومده
آخ داره باورم میشه خنده به ما نیومده خنده به ما نیومده
دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم
تو روزگاره بی کسی
یه عمره که در به درم
حتی صدای نفسم میگه که توی قفسم
من واسه آتیش زدن یه کوله بار شب بسم
دلم گرفته آسمون یکم منو حوصله کن
نگو که از این روزگار یه خورده کمتر گله کن
منو به بازی میگیرن عقربه های ساعتم
برگه ی تقویم میکنه لحظه به لحظه لعنتم
آهای زمین یه لحظه تو نفس نزن نچرخ تا
آروم بگیره یه آدمه شکسته تر
وقتي به دنيا آمدم با چشماني اشکبار آمدم
امروز هم روز تولد من است نمیدونم خوشحال باشم یا غمگین
ولی به هر حال هستم روزی هم که نباشم باز هم هستم

قبله ام گم بود ، نامم گم بود ، سقفی نداشتم ...
و نمی دانم چیزی کم بود یا من کم بودم
و باز نشانه ای دیگر...نشانه های همیشه
این بار اما رد نشانه ها را می گیرم یا شاید ...
از دیاری دور مرا صدا می زنند

این بار به سوی قبله ای نماز می گزارم که زیبایش بیشتر مرا مجذوب خود کرده.
وصدای تو را می شنوم مادرم...
صدای تو را می شنوم ... از رعد ، از فریاد ، از گریه ، از باران ، از سکوت ...
من پسری هستم که زاده نشده ... من مفتون هزار معجزه ام ...
معجزه تکرار ... می دانم لحظه نزدیک است ...

من متولد می شوم در حالی که نمی دانستم برای زنده مادن باید نفس بکشم.
در حالی که خاطراتی مبهم از سرزمینی دور ولی آشنا داشتم.
و کودکانی از جنس نور ... که منتظر سوار شدن به قطار دنیا بودند.
لحظه است و ایستگاه مکان ... جایی که فقط خودتی و خودت،
از قطار نه ماه پیاده میشوم سفری خسته کننده ...
فقط ثبتش می کنم ... هیودهم فروردینه
امروز مثبت ترين روز خدا است، امروز روز تولد من است
![]()

و من
دسته گلی هدیه گرفته ام 
امروز روز تولدم هست....در شناسنامه ام که این طور نوشته است! هنوز نمی دانم سالگرد تولد٬
یک رخداد شیرین است یا تلخ .هیچ وقت این موضوع واسه من مهم نبوده است ، به نظرمن هر روز می تواند روز تولد باشد، اگر واقعا تصمیم بگیری آن روز را به نفع خودت تغییر دهی! امیدوارم خدا که لطفش همیشه شامل حالم بوده چنین اراده ای به من بدهد.
وارد بیست و....... بهار زندگی ام شدم.از همه دوستانی که امروز من را مورد لطف خودشان قرارمیدن صمیمانه سپاسگذارم.به خصوص ازدوست یا دوستان عزیز وهمراه یا همراهان همیشگی ام . که من را شرمنده محبت خودشان می کنن

دوباره معجزه آب و آفتاب و زمين
شکوه جادوی رنگين کمان فروردين
شکوفه و چمن و نور و رنگ و عطر و سرود
سپاس و بوسه و لبخند و شادباش و درود
دوباره چهره نوروز و شادماني عيد
دوباره عشق و اميد
دوباره چشم و دل ما و چهره های بهار
هفت سين
فرارسيدن نوروز و سال نو را شادباش ميگويم.
برايتان تندرستي و نيکروزی
در سال نو آرزو دارم.
باشد که سالي سرشار از شادی
و کامروايي داشته باشيد

و این هم هفت سین آریایی
سير: براي پاکيزگي
سرکه: براي پاکيزگي
سماق: براي پاکيزگي
سنجد: تولد
سمنو: نماد خوبي و رشد گياه
سبزه: موجب فراواني برکت مي شود
سيب: نمادي از زايش
و گل هايي که سفره ي هفت سين را خوشبو مي کند، سنبل و سوسن

نميدونم از كجا شروع كنم، قصه ي تلخ سادگيمو
نميدونم چرا قسمت ميكنم ، روزاي خوب زندگيمو
چرا تو اول قصه، همه دوستم ميدارن
وسط قصه ميشه ، سر به سر من ميزارن
تا ميخواد قصه تموم شه، همه تنهام ميذارن
ميتونم مثل همه دورنگ باشم، دل نبازم
مي تونم مثل همه، يه عشق بادي بسازم
تا با يك نيش زبون، بتركه و خراب بشه
تا بيام جمعش كنم ، حباب يه سراب بشه
ميتونم بازي كنم ، با عشق و احساس كسي
مي تونم درست كنم، ترس دل و دلواپسي
مي تونم دروغ بگم ، تا خودمو شيرين كنم
مي تونم پشت دلا قايم بشم كمين كنم
ولي با همه اين حرفا باز منم مثل اونا
يه دروغگو ميشم و هميشه ورد زبونا
يه كسي پيدا بشه به من بگه چيكار كنم؟؟!!
با چه چيزي اوني كه دوسش دارم شكار كنم؟؟!!
من بايد از چي بفهمم چه كسي دوستم داره؟؟!!
توي دنيا اصلا عشق واقعي وجود داره؟؟!!